رسانه تخصصی بیمانا

مدیریت طرح، ساخت و بهره برداری پروژه های عمرانی

    امروز  دوشنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۷  

Bimana

ویژه های خبری

|
ارائه شده در تاریخ : ۱۷ مرداد ۱۳۹۷
تعداد بازدید: 166 نظرات:۰

یحیا نوریان

تهیه پروپوزال حرکت فناوری بیم (BIM) ایران یکی از کارهایی است که به عهده مجموعه فب‌لب ایران نهاده شده است. این مجموعه فناور با رسالت طراحی و ساخت دیجیتال خود را عضوی از جامعه‌ای بزرگتر فب‌لب‌های جهان (Fab Lab) یا لابراتوآرهای ساخت دیجیتال می‌داند که علاقمند است همگام با تغییر پارادایم ساخت‌وساز در جهان به سمت دیجیتالی شدن، به تجاربی خلاقانه‌ای دست یازد. یحیی نوریان نماینده فب‌لب و عضو گروهی است که از طرف وزارت راه و شهرسازی، تدوین پروپوزال وضعیت مدلسازی اطلاعات ساختمان را برعهده گرفته‌اند. او پژوهش در زمینه فناوری بیم (BIM) را در راستای تجارب طرح و ساخت دیجیتالی در مجموعه فب‌لب می‌داند. گفتگوی ما پیرامون مفهوم عصر دیجیتالی و جایگاه فناوری بیم (BIM) در محل فب‌لب واقع در پارک فناوری پردیس در ۲۰ کیلومتری شرق تهران انجام گرفت. گفتنی است گرچه استاندارد مدلسازی اطلاعات ساختمان در رسانه تخصصی بیمانا، ترکیب”فناوری بیم (BIM)” است اما آقای نوریان اصرار در کاربرد “بی.ای.ام BIM” داشتند.

بیمانا: چه شد که شما در فب‌لب ایران که محلی برای آزمایش و تجارب عملی در حوزه رویکرد دیجیتال است به کار پژوهشی با این حجم بر موضوع فناوری بیم (BIM) روی آوردید؟

مجموعه ما هدف خود را ارائه الگویی بومی از طرح فب‌لب‌ها در ایران تعریف کرده است. طرح فب‌لب در همه جهان شامل فعالیت‌هایی است که رویکرد دیجیتال در طراحی و ساخت را توسعه می‌دهد و به تجاربی خلاقانه می‌پردازد. در همین مدت به دلیل شکل فعالیت تحقیقاتی و آزمایشگاهی که داشتیم، ارتباط وسیعی با اساتید و جامعه معماری کشور برقرار کردیم. باید ذکر کنم که اساساً یکی از بزرگترین توسعه‌دهندگان فب‌لب‌ها نیز در همه دنیا معمارها هستند؛ چرا که روی‌کرد دیجیتال در عرصه طراحی و ساخت‌وساز بسیار جدی است. از حوزه‌های مهم طراحی دیجیتال یعنی فناوری BIM هم طبعاً جزو دغدغه‌های ما قرار داشت . البته در پژوهشی که ما برای وزارت راه و شهرسازی انجام دادیم هنوز ورود مستقیمی به مبحث فناوری BIM صورت نمی‌گیرد و بیش از هر چیز یک پژوهش راهبرانه است تا اینکه کارکردی یا عملگرایانه باشد.

بیمانا: تدوین این پژوهش چه زمان به شما پیشنهاد شد و چقدر طول کشید تا تکمیل شود؟

طرح مسأله به سال ۹۵ بازمی‌گردد چراکه آن زمان، نقطه خوبی بود که این مباحث مطرح شود و کسانی در وزارت راه و شهرسازی حضور داشتند که به جریان‌های جدید علاقمندی نشان‌ می‌دادند و از انگیزه‌ لازم برخوردار بودند تا این اتفاق را راهبری کنند. سال پیش یعنی خرداد ۹۶ این طرح تبدیل به یک پروژه پژوهشی برای ارائه گزارشی از وضعیت کشور در زمینه فناوری BIM شد. قرار بود این پژوهش مبنای نقشه راهی برای پیاده‌سازی فناوری BIM در کشور باشد. یعنی پژوهشی که گام‌های اساسی برای پیاده‌سازی این فناوری و معیارهای اصلی و خطوط کلی را مشخص کند.

بیمانا: به نظر می‌رسد یکی از بزرگترین چالش‌هایی کشور نبود دسترسی به آمار و بانک های اطلاعاتی مستند است. چگونه با این چالش روبرو شدید؟

ما در ایران در حوزه‌های زیادی با آمار قابل اتکا مواجه نیستیم و با چالش‌های متعددی در کسب داده‌ها از شرایط موجود کشور روبرو بودیم. به همین دلیل گرچه قرار بود تا پایان سال کار تمام شود اما تا اردیبهشت ماه سال جاری به درازا کشید. هر جا آمار داشتیم به آن ارجاع دادیم و اگر هم نداشتیم به فقدان آن ارجاع دادیم. یکی از مسائل وضعیت موجود در کشور یعنی مرحله پیش از BIM یا Pre-BIM همین است. به همین دلیل پروپوزال تهیه شده در خیلی عرصه‌های بیشتر به جای ارائه داده‌های کمی، واجد مشخصه‌های مطالعات کیفی شد.
پروپوزال با ارایه‌ محورهای متعددی در شرایط Pre-BIM تنظیم شده است که نیاز است بر روی آن‌ها پژوهش جدی انجام بگیرد. البته به دلیل فقدان آمار از مجموعه‌ای روش‌های گردآوری داده‌ها و اطلاعات استفاده شد که یکی از آن‌ روش‌ها مصاحبه تخصصی بوده است. روی هم رفته حدود ۴۰ تا ۵۰ مصاحبه با گروه‌های مختلف فعالان عرصه ساخت‌وساز کشور انجام دادیم.

بیمانا: در مصاحبه‌هایی که با کارفرمایان بزرگ دولتی و خصوصی و تأمین‌کنندگان مالی داشتید آیا رغبت و اشتیاقی برای بکارگیری فناوری بیم (BIM) احساس می‌کردید؟

ما با گروه‌های بسیاری از جمله کارفرمایان بزرگ، تأمین‌کنندگان مالی و پیمانکاران بزرگ مصاحبه کردیم. از هر کدام از گروه‌ها، مصاحبه‌‌های متعدد با گرایش‌های مختلف انجام می‌شد. مثلاً مصاحبه‌ای را با یک تأمین‌کننده مالی فعال در پروژه‌های خصوصی انجام دادیم و بار دیگر همان مصاحبه با قطب تأمین سرمایه برای پروژه‌های دولتی انجام شد. هدف این بود که همه نظرات پوشش داده شود تا بتوانیم آن‌ها را با یکدیگر مقایسه کنیم.
در بین کسانی که با ما مصاحبه کردند، هر کجا صحبت از مزیت‌های فناوری BIM بود، همه استقبال نشان می‌دادند. اما وقتی به روابط و نظامات حاکم بر شرکت و سازمان آن‌ها نگاه می‌کردیم متوجه می‌شدیم که نظام حاکم بر آن دقیقاً مخالف آن زبان و ارتباطات مناسب برای فناوری BIM است. حتی در بین پیمانکاران و کارفرمایان بزرگ کشور که علی القاعده باید پیاده‌سازی این فناوری به سود آن‌ها باشد، در حال حاضر آمادگی لازم را نمی‌بینیم. اصلاً هنوز سیستم سازمانی کشور ظرفیت توسعه بر محور رویکرد دیجیتال را ندارد. حتی در بسیاری از پروژه‌های بزرگ که بر روی فناوری BIM هزینه زیادی صورت گرفته، به دلیل نبود ظرفیت، نتیجه مناسب حاصل نشده است. در پروپوزال هم این عنوان شده است که کشور آمادگی لازم برای استقرار رویکرد دیجیتال درصنعت ساخت‌وساز را از نظر سازمانی و زیرساختی ندارد و گام‌هایی این میان باید تعریف شود. البته برخی با این گفته مخالف هستند.

در بین کسانی که با ما مصاحبه کردند، هر کجا صحبت از مزیت‌های فناوری BIM بود، همه استقبال نشان می‌دادند. اما وقتی به روابط و نظامات حاکم بر شرکت و سازمان آن‌ها نگاه می‌کردیم متوجه می‌شدیم که نظام حاکم بر آن دقیقاً مخالف آن زبان و ارتباطات مناسب برای فناوری BIM است.

بیمانا: همزمان با شما تیم‌ دیگری نیز با همکاری سازمان برنامه و بودجه کشور در دانشگاه‌ علم و صنعت شروع به تدوین پروپوزال پیاده‌سازی مدلسازی اطلاعات ساختمان در کشور کردند. آیا قرار بر این است که این پژوهش‌ها در جایی برای تهیه نقشه راه‌ تجمیع شوند و یا اینکه ما بار دیگر به موازی‌کاری بین دستگاه‌های مختلف روبرو هستیم؟

پروژه سازمان برنامه و بودجه با همکاری اساتیدی انجام گرفته است که چند سال وقت خود را صرف این موضوع کردند و در نهایت کار خود را پیش خواهد برد و به نتایجی خواهند رسید. تجمیع این دو پژوهش‌ تصمیمی است که دولتمردان باید بگیرند. سربسته بخواهم بگویم معلوم نیست که اغراض هر کدام از گروه‌هایی که وارد این موضوع شده‌اند چیست و همین مسأله چالش‌هایی را ایجاد می‌کند. هم اکنون نیز خیلی از شرکت‌ها و حتی نهادها پروژه‌های خود را در سال‌ها گذشته مبتنی بر این فناوری انجام دادند؛ اما به دلیل فقدان نقش راهبرانه همه این فعالیت‌ها ابتر مانده‌ است.
در پژوهش وزارت راه و شهرسازی نقش‌ها اهمیت دارد. این سئوال که چه کسی در عرصه فناوری BIM باید نقش راهبرانه بازی کند در این پژوهش برجسته شده است. اینکه در نظام اجرایی کشور سازمان برنامه و بودجه می‌تواند نقش راهبرانه برای یک امر بسیار تخصصی را انجام بدهد و یا خیر من نمی‌دانم. ما در پژوهش خود بر این باور بودیم که فناوری BIM در بودجه و سیاست‌گذاری کلان خلاصه نمی‌شود. بنابراین راهبری آن را باید جایی انجام دهد که بتواند مجموعه وجوه تخصصی این فناوری را راهبری کند. برای این کار آنچه ما در ابتدای راه فهمیدیم جایی بهتر از وزارت راه و شهرسازی وجود ندارد و با این وزارتخانه طرح مسأله کردیم.
البته این یکی از وجوه مسأله است. بخش امیدوارکننده اینکه، این حرکت‌های موازی می‌توانند در جایی به هم برسند. هر تلاش فنی و تقلای نرم‌افزاری برای خدمات دیجیتالی در ساخت، ولو اینکه به نتیجه و ارزش افزوده‌ای نیز منجر نشود به دانش فنی فناوری BIM کمک خواهد کرد. حتی چالش‌ها و دعواهایی که در این زمینه انجام شود برای آینده کشور درس آموز خواهد بود. درواقع این دو پژوهش از دو دیدگاه مختلف به موضوع BIM نگاه می‌کنند که می‌توانند به یکدیگر یاری رسانند. ممکن است در آینده یک متولی هر دو گروه را پشت یک میز دعوت کند تا یافته‌ها را با یکدیگر به اشتراک بگذارند.

هر تلاش فنی و تقلای نرم‌افزاری برای خدمات دیجیتالی در ساخت، ولو اینکه به نتیجه و ارزش افزوده‌ای نیز منجر نشود به دانش فنی فناوری BIM کمک خواهد کرد. حتی چالش‌ها و دعواهایی که در این زمینه انجام شود برای آینده کشور درس آموز خواهد بود.

بیمانا: از روی حرکت‌ها و جریاناتی که شکل گرفت، شامل تحقیقات و پژوهش‌هایی که به نظر می‌رسد مستقل و بدون اطلاع از همدیگر بودند تا حرکت‌های رسانه‌ای به نظر می رسد با یک الگوی مواجه هستیم. آیا شما موافق این حرف هستید یا اینکه جریان‌های نرم‌افزاری موجود چنین قابلیت‌هایی را به وجود آورده‌اند؟

اساساً ما فناوری BIM را حاصل رویه زمانه می‌دانیم. خود ما به صورت طبیعی در دوران دانشجویی به نرم‌افزارهای این جریان نزدیک شدیم چراکه راهی غیر از این نبود. برای همین به نظر من فروش خدمات دیجیتالی با عنوان خدمات فناوری BIM بی‌معنا است، چرا که غیر از این روشی وجود ندارد. تنها تفاوت ما با کشورهای پیشرو در این است که مجموعه صنعت کشور هنوز به آمادگی لازم و مقدمات این حرکت نرسیده‌ است. ما از نرم‌افزارها و ابزارهای جدید باید استفاده کنیم نه به این دلیل که به رویکرد تازه‌ای در ساخت‌وساز رسیده‌ایم، بلکه به این دلیل که ابزارهای جدیدی آمده‌اند و ما آن ابزارها را در دست داریم. اصولاً هیچ‌کدام از فرآورده‌های دنیای مدرن مفهوم پیچیده‌ و عمیقی ندارند. جهان دیجیتال شده است و همه چیز در هم تنیده شده و بانک‌های داده‌ مختلف بر زندگی بشر حاکم شده‌اند. در نتیجه ساخت‌وساز هم باید خود را با روح دیجیتال زمانه هماهنگ کند.

ما از نرم‌افزارها و ابزارهای جدید باید استفاده کنیم نه به این دلیل که به رویکرد تازه‌ای در ساخت‌وساز رسیده‌ایم، بلکه به این دلیل که ابزارهای جدیدی آمده اند و ما آن ابزارها را در دست داریم. اصولاً هیچ‌کدام از فرآورده‌های دنیای مدرن مفهوم پیچیده‌ و عمیقی ندارند. جهان دیجیتال شده است و همه چیز در هم تنیده شده و بانک‌های داده‌ مختلف بر زندگی بشر حاکم شده‌اند. در نتیجه ساخت‌وساز هم باید خود را با روح دیجیتال زمانه هماهنگ کند.

بیمانا: اینجا دو نگاه پیش می‌آید. آیا دغدغه‌های ما در زمینه داده‌ها و مدیریت پروژه‌هایمان که درآن شفافیتی وجود ندارد ما را به این مسیر کشانده است. یا اینکه جریان هایی نر‌م‌افزاری ایجاد شده است که باید از آن‌ها بهره برد؟

این مسیر زمانه‌ است که همه صنایع را به سمت دیجیتالی شدن و صنعت ساخت‌وساز را به سمت فناوری BIM کشانده است. این فرهنگ حرفه‌ای زمانه ماست. اینکه افراد متخصص چه استفاده‌ای برند البته حرف دیگری است. البته بنده نظر دیگری نیز دارم و جالب است بدانید که به نظرم بسیاری از این ابزارها می توانند قابل استفاده هم نباشند و خودشان بحران‌های عصر خودشان را به همراه خواهند داشت. بحران‌هایی که بیشتر می‌تواند معرفت‌شناسانه باشد.
البته سطوح مختلفی در این زمینه وجود دارد. لایه اول که شامل تیم اجرایی است با مفاهیم و فلسفه “عصر دیجیتالی” روبرو نمی‌شوند. در سطح کاربر هم همینطور است؛ مثلاً کاربری که در فیس‌بوک پیامی را منتشر می‌کند آیا می‌داند با مفهومی به عنوان دهکده جهانی در فعالیتش روبرو است؟! خیر از نظر او خیلی ساده مشغول ارسال پیام به دوستش می‌باشد.
اما وقتی مدیریت پروژه‌ها به این سمت پیش می‌رود که با پروسه‌های داده‌کاوی و پلت‌فورم‌های نرم‌افزاری روبرو هستیم که در بستر دیجیتال با یکدیگر ارتباط برقرار می‌کنند، درنتیجه با این مباحث نیز درگیر خواهیم شد. کار مدیریت در اینجا ارتباط بین این اجزای منفصل است. این اجزای منفصل را جهان مدرن ایجاد کرده است؛ چرا که در جهان سنت شما با اجزای منفصل روبرو نیستید و همه چیز مرتبط است. تمام جوانب جهان سنت دارد در یک مسیر مرتبط و آمیخته با هم پیش می‌رود. ما جهان را تکثیر کرده‌ایم و به همین میزان با افزایش تعداد آن کیفیت از دست رفته است. تلاش‌های متعددی صورت گرفته است که این جهان‌ها را کنار هم بنشاند و آخرین تلاش در این زمینه ذیل رویکردهای دیجیتال قابل پیگیری‌ست.
این بحث کلان ماجرا بود. اما وقتی وارد حوزه صنعت ساختمان می‌شویم با جهانی روبرو هستیم که مجموعه نقش‌ آفرینان این حوزه از یکدیگر جدا و منفصل و در عین‌حال زیاد هستند. یعنی بحث کمی است و لزوماً کیفیت خوبی هم ندارند که اجزای مختلف بتوانند با یکدیگر دیالوگ مناسبی برقرار کنند. بنابراین نیاز است که زبان مشترکی ایجاد شود تا زمانه خود را بازتعریف کنند. این زبان همان رویکرد دیجیتال است که در زمان ما به BIM می‌رسد. یعنی همه آن تلاشی که زمانی در حوزه CAD انجام گرفت و در فناوری BIM نیز ادامه پیدا کرد. در زبان دیجیتال یک سری کیفیات – که در جهان به گونه‌ دیگری تعریف شده است- کمی می‌شوند. بنابراین لازم است برای ارتباط با زبان دیجیتال پروتکل‌های مشترک بین اجزای مختلف تعریف شوند تا آن‌ها با همدیگر رابطه برقرار کنند.
در جهان واقعی با اطلاعات زیادی از صنایع مختلف و زندگی روبرو هستیم. زبان دیجیتال سعی می‌کند یک سامان جدید با ادبیاتی جدید شکل دهد. همین مفهوم در روابط اجتماعی ما نیز مستتر است. روابط اجتماعی ما مشکل دارد و بشر بحران جدی در روابط اجتماعی دارد و جهان دیجیتال سعی می‌کند مفاهیم نویی را با زبان جدیدی جایگزین آن کند.

اما وقتی وارد حوزه صنعت ساختمان می‌شویم با جهانی روبرو هستیم که مجموعه نقش‌ آفرینان این حوزه از یکدیگر جدا و منفصل و در عین‌حال زیاد هستند. یعنی بحث کمی است و لزوماً کیفیت خوبی هم ندارند که اجزای مختلف بتوانند با یکدیگر دیالوگ مناسبی برقرار کنند. بنابراین نیاز است که زبان مشترکی ایجاد شود تا زمانه خود را بازتعریف کنند. این زبان همان رویکرد دیجیتال است.

بیمانا: خوب این گفته دو جنبه دارد یکی از خواست و اشتیاق نسل جوان است و دیگری نیازی عملگرایانه در حوزه ساخت‌وساز برای رفع چالش‌ها است که بسیار واقعی است و صنعت به صورت روزمره با آن دست درگریبان است. صنعت ساختمان پیش از این نیز جای کم مشکلی نبوده است؟

وقتی در مباحث مفهومی و کلان در مورد فناوری BIM غرق می‌شویم که بسیار عینی است و آن را پیچیده می‌کنیم درواقع آن را به اندازه‌ای از خودمان دور می‌کنیم که نمی‌توانیم فناوری بومی خود را پیدا کنیم. ادبیات دیجیتال با خود روابط جدیدی را تعریف می‌کند و باید به این روابط به صورت ملموس و عینی برخورد کنیم. وقتی به صورت طبیعی این پروسه‌ را دنبال کنیم، روابط ما تغییر می‌کند و در برخی از صنایع نیز حلقه‌های مفقوده‌ای پر می‌‌شود. وقتی اینگونه به این پدیده نگاه کنیم دیگر به این توجه نمی‌کنیم که جهان چه کرده است و بیاییم ما هم همان کارها را انجام دهیم؛ بلکه می‌بینیم که ما چه نیازی داریم. نقطه شروع پروپوزال هم این بود که ما در چه وضعیتی هستیم. وقتی به آن به‌صورت مسأله زمان و کاربردی نگاه کنیم اصلاً رویکرد ما به مسأله تغییر می‌کند. نمونه‌ای از مراودات دیجیتال پدیده اسنپ است. خوب این اتفاق سال‌ها است که در اروپا و آمریکا تحت عنوان تاکسی‌های اوبر (Uber) افتاده است. کافی بود در سازمان تاکسی‌رانی که بیش از همه متضرر شده‌است، یکبار این پدیده را جدی می‌گرفتند. آنچه کشور در این زمینه نیاز دارد یک چشم باز است و درک اینکه خیلی از پدیده‌های جهان در تغییر است. مثلاً سال ۸۵ وقتی به این نرم‌افزارها در دانشگاه می‌پرداختیم کمتر کسی اطلاعی از آن‌ها نداشت اما الان در همه دانشگاه‌ها دوره‌هایی در این زمینه برگزار می‌شود و همه با اسامی آشنا هستند.
بحث اصلی پروپوزال ما هم این بود که چه گام‌هایی باید برداشته شود تا حرکت BIM ایران طی شود. یک گام در نزد کاربرها است و گام دیگر را باید نهادهای بالادستی بردارند. هر کسی باید ظرفیت‌های خود را آماده کند، چراکه این مسأله مانند پازلی است که همه در کنار هم شکل می‌دهد. ما هم از دولت چنین انتظاری داریم. مسیری باید طی شود و جو زمانه باید درک شود و با آن همراهی شود. همین کاربرها، همین نرم‌افزارها، همین ارتباطات و رسانه‌ها فناوری BIM را شکل می‌دهند. ما در ابتدا بر روی دولت دست گذاشتیم. چون فکر می‌کردیم این دولت است که عقب‌تر از همه به این مسائل می‌پردازد و این دولت است که می‌تواند خیلی از دستگاه‌ها و شرکت‌ها را به حرکت بیندازد. دانشجویان خواه‌ناخواه خودشان وارد می‌شوند؛ شرکت‌های خصوصی نیز به همین شکل. هر کسی به قدر درکی که از این مقوله دارد وارد رویکرد دیجیتال می‌شود. الان برخی از شرکت‌ها از فناوری دوبعدی، سه‌بعدی، چهاربعدی تا nبعدی صحبت می‌کنند. اما در عمل می‌بینیم که تمرینات و تجربه‌هایی اجرا شده است اما هیچ تغییر ملموسی ایجاد نکرده و یا چیزی جز هزینه بیشتر نداشته است. دلیل آن نیز فقدان مناسباتی در کشور است که بتواند دیالوگ فناوری BIM را تقویت کند.

ادبیات دیجیتال با خود روابط جدیدی را تعریف می‌کند و باید به این روابط به صورت ملموس و عینی برخورد کنیم. وقتی به صورت طبیعی این پروسه‌ را دنبال کنیم، روابط ما تغییر می‌کند و در برخی از صنایع نیز حلقه‌های مفقوده‌ای پر می‌ شود. وقتی اینگونه به این پدیده نگاه کنیم دیگر به این توجه نمی‌کنیم که جهان چه کرده است و بیاییم ما هم همان کارها را انجام دهیم؛ بلکه می‌بینیم که ما چه نیازی داریم. نقطه شروع پروپوزال هم این بود که ما در چه وضعیتی هستیم.

بیمانا: بپردازیم به پروپوزالی که در جلسه همفکری ارائه دادید. آنجا از روشی به نام سوکار (Succar) نام بردید. دلیل انتخاب این روش چه بود؟

روش سوکار تبیین بسیار نظام‌مند و خوبی است و البته تفاوتی جدی با دیگر اشکال تبیین ندارد. در این روش سعی شده است حرکت و گام‌های فناوری BIM در ایران به صورت نظام‌مندی دیده شود. این تبیین مرجع مهمی در جهان مطالعات نظری در دنیا است. یعنی اینگونه نبوده است که در بین چندین روش بخواهیم یکی را انتخاب کنیم. به گونه‌ای می‌توان گفت سوکار پایه تبیین‌هایی است که در این زمینه انجام می‌گیرد. این روش حاوی نکات کیفی، نظام‌مند و خارج از مطالب فنی محض است که این قابلیت را دارد که در بسیاری از زمینه‌های دیگر نیز مورد ارجاع قرار بگیرد. البته ما تنها وابسته تبیین سوکار نیستیم.

بیمانا: با توجه به روش تبیین و نوع نگاهی که شما به بیم (BIM) دارید ما در شرایط قبل از فناوری بیم (BIM) یا pre-BIM به سر می‌بریم. مشخصات این دوره چیست؟

اگر BIM را به‌عنوان رویکرد و فضایی ببینیم که ساخت‌وساز دیجیتالی جدید در آن انجام می‌گیرد ما اکنون در دوران Pre-BIM به سر می‌بریم. یعنی دورانی که مقدمات ورود به طراحی و ساخت دیجیتالی هنوز دیده نشده است. مثلاً یکی از مهمترین مولفه‌ها دوره per-BIM این است که هنوز مبنای طراحی و ساخت در صنعت ساختمان دوبعدی است. اول اینکه روابط در مدیریت پروژه هنوز منفصل است دوم اینکه به شدت وابسته به انسان‌ها است. در نگاه مدرن این وابستگی به انسان‌ها نقیصه به حساب می‌آید چون هر چقدر روابط انسانی در اجرا دخالت کند بجای اینکه تسهیل‌گر باشد خدشه ایجاد می‌کند؛ چراکه هر کدام از این عوامل انسانی می‌توانند خطا ایجاد کند و در نهایت به خطاهای بزرگ تر می انجامد. خصیصه‌ای که در جهان سنت عکس آن‌ وجود دارد. یعنی در جهان سنتی دخالت هر انسان‌ می‌تواند یک فرصت باشد. برای همین در جهان مدرن محو کردن اجزاء از پروسه، مسأله اصلی می‌شود و به جای آن “سیستم” باید کار بکند. مسئله Pre-BIM نیز همین می‌باشد یعنی سیستم را جایگزین اجزا کنیم.
در ابتدا باید یک اتاق فکر تشکیل شود که ما آن را کارگروه BIM می‌نامیم. این کارگروه، روندهای فناوری BIM را تبیین خواهد کرد. در این مسیر تغییر مدیریت صورت می گیرد و از یک مدیریت پروژه به صورت خطی به ارتباطات شبکه‌ای می‌‌رسیم. مسیری است که ما به آن پروسه BIM یا BIM Process می‌گوییم و واجد گام‌های متعددی است. مثلاً گام اول این فرآیند گذار از نقشه‌های دوبعدی به مدل سه‌بعدی است. یعنی نوعی مدلسازی که بتواند مجموع داده‌ها را در خود جمع کند. بخش محسوس این مدل، مدلسازی سه‌بعدی یا نرم‌افزاری نام دارد. تا زمانی که این گذار را انجام ندهیم همچنان در دوران پیشا BIM قرار داریم و نمی‌توانیم به گام‌های بعدی فکر کنیم. چرا که ادبیات مسلط ما ادبیات دوبعدی است که نمی‌تواند بقیه وجوه داده را در بر بگیرد و نمی‌تواند بین اجزا دیالوگ برقرار سازد و سیستم جدیدی را پایه‌ریزی کند.

بیمانا: در جلسه همفکری وزارت راه و شهرسازی بیان کردید برای پیاده‌سازی فناوری بیم (BIM) ما نیاز به بلوغ سازمانی داریم؟ منظور شما از این مقدمات و آن بلوغ سازمانی چیست؟

اول از همه زبان مشترک باید مستقر شود و زبان در اینجا به‌معنی مدل است. البته منظور فقط مدل سه‌بعدی نیست بلکه هر چیزی است که اطلاعات بر آن سوار می‌شود. در اینجا منظور ما ترجمه دیجیتالی از جهان است. بعد از آن باید به دنبال برقراری دیالوگ باشیم، یعنی بتوانیم با آن زبان حرف بزنیم. اینجا است که بلوغ سازمانی معنا پیدا می‌کند.باید نظاماتی در دل سازمان‌ها برقرار شود. نظاماتی که در برقراری ارتباطات سازمان‌ها با محیط بیرون از خودشان اهمیت بیشتری پیدا می‌کنند. امروزه یکی از ویژگی‌های مدیریت پروژه جدید این است که تیم‌ها مختلف بین کشوری شکل می‌گیرد. این‌ها به پروتکل‌های مشترک و زبان‌های مشترک نیاز دارد، در اینجا فرهنگ و روابط جدید نیز پیش می‌آید.
در بحث بلوغ سازمانی در پروپوزال سعی کردیم موضوعات عینی‌تری مانند مسائل حقوقی را هم پیش‌ بکشیم. که مفهوم محوری آن همان پروتکلی است که براساس زبان دیجیتال قرار دارد. آموزش زبان دیجیتال اولین گام است اما کاربرد این زبان در ارتباط تیم‌ها و اجزا با یکدیگر شکل می‌گیرد. در واقع بلوغ سازمانی باید شکل بگیرد و کار سیاست‌گذار در این زمینه بسترسازی این تغییر است. اما از آنجا که قرار است عامل انسانی تا آنجا که امکان دارد حذف شود و با سیستم و زبان جدیدی همراه هستیم، بنابراین باید یک مقوله فرهنگی نیز صورت گیرد.

بیمانا: در پروپوزال برای پیاده‌سازی فناوری بیم (BIM) به چه مشکلاتی پرداخته شده است؟

روی هم رفته مشکلات را در ۶ محور اصلی دسته بندی کرده ایم. در یک دسته بندی بالاتر در دوبخش تکنیکی، فنی و فرهنگی قابل تفکیک هستند. در بخش تکنیکی با کمبود زیرساخت‌ها که الزاما سخت‌افزاری نیستند روبرو هستیم. برخی از این مشکلات زیرساختی مربوط به پروسه‌ها و رویه‌ها است. در بخش سامانه‌ها و نرم‌افزارها نیز ما با چالش‌هایی روبرو هستیم. این سامانه‌ها برای ارتباط مناسب میان افراد طراحی نشده است.
دوگانگی نظام‌های ما در اجرا و مدیریت بانام قانون نظام مهندسی و قانون نظام فنی-اجرایی یکی از چالش‌های جدی است. حجم بالایی از بودجه خرج این دو نظام مستقل می‌شود و این نگاه از اساس با مفهوم فناوری BIM در تضاد است.
در بخش فرهنگی نیز مسائلی در میان تیم‌های درون پروژه وجود دارد و افراد از آموزش‌های لازم برخوردار نیستند. همچنین عدم نیاز واقعی دولت به شفافیت در مدیریت پروژه، تلقی‌های سطحی و عدم دوراندیشی نسبت به اهمیت وجود سیستم‌های یکپارچه چالش های اساسی است که می تواند سدی مقابل باشد. مورد دیگر نگاه به این سیستم به عنوان ابزاری برای رسیدن به ارزش افزوده در کوتاه مدت است.
آن شش محوری که در پروپوزال ذکر شده است عبارتند از:
● قوانین و پروتکل‌ها؛
● نظام‌های اجرایی؛
● پروسه صنعت ساخت‌وساز؛
● نظام آموزشی؛
● صنایع مرتبط با ساختمان؛
● مسائل فرهنگی و در نهایت آموزش؛
امروزه ما شاهد این ادعا هستیم که در دانشگاه‌ها پژوهش‌های زیادی بر روی BIM شده است اما باید توجه داشت که بیشتر آن‌ها ترجمه و حرف‌های تکراری است. البته چاره‌ای هم نیست، چراکه بسیاری از پژوهش‌ها نیازمند پلت‌فورم‌ها و پروژه‌های پایلوت است که امروز بستر آن فراهم نیست. برخی از این تحقیقات نیازمند پایش عمیق داده‌ای دارد که آن هم در فرصت کوتاه دانشگاهی به دست نمی‌آید. از این رو امروز با حجم بالایی از پرسش‌نامه‌های تکراری روبرو هستیم.
کتاب‌هایی نیز که در زمینه فناوری BIM چاپ شده‌اند اکثراً ترجمه هستند بدون این که ارتباط واقعی و ناظر به وضعیت کشور داشته باشند. البته کارهای ترجمه هم لازم است انجام گیرد تا گروه‌های دانشجویی با این مفاهیم آشنا شوند. اما با تمام احترام به اساتید محترم این‌ها کارهایی نیست که مقدمات ورود دانشجویان به عرصه فناوری BIM را فراهم کند. دانشجویان و اساتید با مفاهیم BIM درگیر نمی‌شوند و منافع بکارگیری آن را در پروژه‌های پایلوت کشور تجربه نمی‌کنند. طبق تحقیق ما که در پروپوزال ما هم آمده است تنها ۱۶ درصد از اساتید درگیر در بخش ساخت‌وساز با کلمه BIM آشنایی دارند. که البته منظور هم اساتید رشته‌های مهندسی ، و هم عرصه‌هایی نظیر اقتصاد، حقوق و رشته های دیگری است که به نوعی با قلم‌رو گسترده ساخت و ساز مرتبط‌ند. متاسفانه اساتیدی هم که آشنایی دارند BIM را در حد تعاریف پایه می‌شناسند.
این در حالی است که این نوع کارهای تحقیقاتی و پروژه‌های پایلوت می‌تواند برای دانشگاه‌ها درآمد زا باشد. که البته در کشور ما این گونه تعریف شده است که دانشگاه‌ها از ساده‌ترین روش‌ها یعنی جذب دانشجو درآمد زایی داشته باشند. در حالیکه دانشگاه‌ها باید با صنعت در گیر باشد.
مسله دیگر این است امروز ما شاهد عدم شفافیت جدی بین صنعت ساختمان و مردم هستیم. این موضوع بسیار عجیب است به دلیل اینکه این صنعت با زندگی روزمره مردم و اقتصاد آن‌ها در ارتباط نزدیک است. در پروژه‌های ساختمانی که در بسیاری از نقاط دنیا انجام می‌گیرد قبل از شروع ساخت ابتدا نمای ساختمان در ابعاد یک در یک برای مدتی در محل ساختمان پرینت می‌شود تا آگاهی عمومی وجود داشته باشد. داده‌های ساختمان به قدر کافی در اختیار مردم قرار می‌گیرد. اما در شهر تهران امروز پروژه‌هایی بزرگ شروع می‌شود و مردم تا زمان بهره‌برداری از آن اصلاً نمی‌دانند این ساختمان قرار است چه شود و در چه ابعادی بر روی زندگی آنها تأثیر می گذارد. گاهی حتی از نمای ساختمان و شکل آن که به صورت مستقیم شهر و پیرامون‌شان را مخدوش می‌کند نیز اطلاعی پیدا نمی‌کنند.

کوتاه سخن اینکه ما با چالش‌هایی روبرو هستیم که که مکان اینکه خیلی سریع وارد فاز پیاده‌سازی این رویکرد در پروژه‌های کشور شویم را از ما می‌گیرد و فاز انتقالی مشخصی لازم است این میان طی شود.

دیدگاهتان را بنویسید